+0 به یه ن
ما چند سال هست که از دست سلطنت طلب ها و پهلوی پرست های خارج نشین در فغانیم. این ویروس به ایران هم سرایت کرد و طبقه از لحاظ مالی قوی ولی از نظر دانش و فرهنگ فقیر را گرفتار خود ساخت. این ورژن داخلی اش از ورژن خارجی اش هم مضر تره. باز خارج نشین ها عمدتا تحصیلات آکادمیک دارند. هرچه قدر هم شعار بدهیم که سواد و درس خواندن شعور نمی آره باز می بینم که آن آقای دکتر سلطنت طلب و خانم مهندس سلطنت طلب مقیم خارج تومنی تومن باز از این سلطنت طلب بیسواد مقیم داخل باشعورترند. حداقل اون قدر شعور دارند که بچه شان را جلوی بت پهلوی قربانی نکنند.یارو اون ور آب یک پیک به سلامتی پهلوی می ره بالا و چهار تا فحش می ده و تمام! این داخلی احمق خودش را و فرزندش را برای پهلوی آتش می زنه به طمع آن که فردا قراره پهلوی بیاد و اون به خاطر این جانفشانی از دست پهلوی از رانت های فساد که این بار رنگ و لعاب خوش تری گرفته اند بهره مند بشه. اون قدر بیسواد و نادان هست که حتی به گوشش نخورده که «انقلاب فرزندان خود را می بلعد!» اگر فقط خودشان را برای پهلوی آتش می زدند می گفتم به جهنم! اما بچه هاشون را جلوی آتش می برند. در ذهن بچه هایشان انواع و اقسام نگاه های فاشیستی نژادپرستانه زورچپان می کنند. امید وارم وقتی این بچه ها به بلوغ می رسند علیه آموزه های فاشیستی بزرگترهایشان بشورند والا می شن یکی مثل جوانان هیتلری که به جان بقیه می افتادند و دنیا را به آتش می کشیدند. برای خودشان نوشابه باز می کنند که خیلی پیشرفت کرده اند و اسلام را در ذهن بچه هایشان زورچپان نمی کنند. این پهلوی پرستی که در ذهن بچه ها زورچپان می کنند تمام بدی های اسلام را در شدیدترین شکل ممکن داره خوبی هایش را هم نداره
--------
بچه هشت ساله اومده به من می گه :«تو حق نداری شاهزاده رضا پهلوی را دوست نداشته باشی. پهلوی قراره برگرده و تو مجبوری که از شاه اطاعت کنی.» در سال ۹۲ دختردایی ام را به پارک بردم و با مشاهده استقلال و شجاعت دختران در پارک جنبش «زن زندگی آزادی» راپیش بینی کردم. در وبلاگم یک نوشته منتشر کردم با عنوان «دختر متولد دهه هشتاد.» همانجا دیدم که پریرو تاب مستوری ندارد چو در بندی سر از روزن گشاید! پیش بینی کرده بودم که این نسل دهه هشتاد جلوی محدودیت ها و زورگویی ها طغیان خواهد کرد. اما نمی دانم این ویروس شازده پرستی و آریا پرستی که بزرگ ترها ی امروز ذهن معصوم نسل دهه نود را با آن آلوده می کنند منجر به چه خواهد شد. خدا به خیر کند! بچه های دهه هشتاد محصول ما دهه پنجاهی ها بودند. بچه های دهه نود محصول دهه شصتی ها. شاید ما دهه پنجاهی ها باز باید آستین بالا بزنیم تا وقتی که این بچه های دهه نود به سن بلوغ و عصیان رسیدند آنها را به طور سیستماتیک به سیستم یک حرکت سازنده هدایت کنیم نه آن چنان که بزرگترهایشان اصرار ورزیده اند به سوی کیش شخصیت پهلوی یا نژادپرستی و آریایی پرستی از نوع هیتلری!
-------
اون نوشته ام را پیدا نکردم ولی در دی ماه ۱۳۹۲ چنین نوشته بودم: من پیش بینی می کنم دختران متولد دهه 80 که به عرصه بیایند این چیزها را تغییر خواهند داد. تا آخر دهه 90 که دختران متولد سال 80 ، بیست ساله می شوند من پیش بینی می کنم مسئله تا حد زیادی رفع بشه. بازی کردن این دختران را در پارک ها دیده اید؟! دیده اید از چه ارتفاعی می پرند و با چه سرعتی بی محابا می دوند و چگونه در رقابت با پسربچه های همسن و سال هیچ عقب نمی نشینند؟! چه خوشمان بیاید و چه نیاید این دخترها فردا که در خیابان با مزاحمین روبه رو شوند راه چاره را در عقب نشینی نخواهند دید! اینان وضعیت اجتماعی را عوض خواهند کرد. به عنوان خانم هایی که سنی از ما گذشته باید انتخاب کنیم چه طور واکنش نشان دهیم. بانگاه تایید آمیز به آنها بنگریم یا با لب گزیدن دعوت به شرمشان کنیم؟! همین الان باید انتخابمان را بکنیم. پیش بینی می کنم باباهای این دوره و زمانه صد در صد از این دخترانشان حمایت خواهند کرد. به آنها نخواهند گفت عیب و ایراد از رفتار تو بود که در خیابان مزاحمت برایت ایجاد شد (هرچند شاید الان این حرف را به خواهر و همسرشان بگویند اما شرط می بندم فردا به دخترشان چنین چیزی نخواهند گفت!) برایم جالب است بدانم واکنش ما چه خواهد بود! آیا ما که الان شکایت می کنیم که چرا برای مقابله با مزاحمین خیابانی کسی یار و یاورمان نیست فردا خود حامی دختران متولد دهه هشتاد خواهیم بود یا سرزنشگر آنها؟! چه بسا به باباهای حامی آنها هم تشر بزنیم که چه شد تغییر موضع دادندو آیا همانی نبودند که روزگاری می گفتند طاووس پر هاشو باز می کنه برای این که ..... ببینیم چه طور رفتار خواهیم کرد.http://yasamanfarzan.arzublog.com/post/41413
-------
به شهادت حوادث ۱۴۰۱ ما زنان دهه پنجاهی از امتحانی که در سال ۱۳۹۲ پیش بینی می کردم سربلند بیرون آمدیم.
--------
درسته که وقتی مسلمانان بچه شان را تربیت می کنند دکترین اسلامی را وارد مغز بچه می کنند اما در کنار آن -و شاید به توصیه آن- یک سری مهارت ها و ارزش ها را یاد بچه می دهند که به درد زندگی اجتماعی می خوره. مثل رعایت بهداشت شخصی، مثل آداب معاشرت، مثل قدردانی و آداب تشکر، مثل مردمداری، مثل اکرام فقرا و..... پهلوی پرستانی که تازه جلوی چشم من سبز شده اند، برای خودشان نوشابه باز می کنند که با فرو کردن اسلام در ذهن بچه شان آنها را آزار نمی دهند . اما به جای آن برتری نژاد آریایی و جایگزین کردن قرآن با شاهنامه را در ذهن بچه ها فرو می کنند. بدتر آن که عقیده چندانی به آموزش رعایت بهداشت شخصی و آداب معاشرت و... ندارند. در واقع تلویحا و در عمل برعکسش را به بچه آموزش می دهند. البته در آموزش تکفیر کردن به بچه ها با مسلمانان دوآتشه مشترک هستند. اگر مسلمانان کسی را که به قرآن و پیامبر بی احترامی کند مستحق تکفیر بدانند اینها به بچه هایشان آموزش می دهند که کسی که به شاهنامه یا درفش کاویانی توهین کند مستوجب تکفیر هستند. بچه نمی دونه اصلا درفش کاویانی چیه اما با نفرت کامل علیه فلان هنرپیشه صحبت می کنه که گویا چند ماه پیش در یک برنامه تلویزیونی سنگ به سمت درفش کاویانی پرت کرده (والبته بعدا هم عذر خواسته و گفته منظوری نداشته!) خدا به خیر کنه روزگاری را که این بچه ها به سن بلوغ برسند. این عقاید وقتی با اثرات هورمون های دوره بلوغ ممزوج بشه چی قراره رخ بده؟! امیدوارم تا آن موقع این تب فروکش کنه. شش ماه از شروع این بیماری گذشته اما از فروکش تب فعلا خبری نیست! امیدوارم فروکش کنه والا ترکیب بلوغ و این عقاید می تونه همان عواقب سو را در پی داشته باشه که در کشورهای مختلف فاشیستم های گوناگون روی ذهن نوجوانان داشت. از آلمان نازی گرفته تا رواندای دوره قتل عام نژادی.
اشتراک و ارسال مطلب به:
فیس بوک
تویتر
گوگل